مرد میانسالی در کنار من نشسته بود و پرسید: خدا بد ندهد سر کار در جنگ زخمی شده ای؟ گفتم: آقا خدا کار به این کارها ندارد این آدم ها هستند که به جان همدیگر افتاده اند. ظاهرا همین جمله کافی بود که مرد میانسال اعتمادش به من جلب شود و خیلی زود و بی مقدمه شروع به تعریف از مجاهدین کرد اسمی که تا به آنروز نشنیده بودم اما گویی که گمشده ام را در آن اسم و توضیحات یافتم. این شروع آشنایی من از مجاهدین شد و او به آرامی زمزمه ای را در گوشم شروع کرد: سازمان مجاهدین به رهبری مسعود رجوی در عراق مستقر هستند و نیروهای آگاه و زبده ای دارد که از دکتر و پرفسور گرفته تا مهندس و خلبان از نقاط مختلف دنیا سرازیر شده و در آن سازمان وتشکیلات منسجم گرد آمده اند. مجهز به بهترین و پیش رفته ترین سلاح های دنیا هستند. می خواهند مردم ایران را از شر مشتی آخوند ارتجاعی و جنگ طلب نجات دهند تا بیشتر از این کسی زخمی و کشته نشود ادامهی مطلب...
---------------
نه ارتجاع غالب،نه ارتجاع مغلوب.نه «ولایت مطلقه فقیه» نه «ولایت مطلق رهبرعقیدتی».نه مزدوری رژیم پلید و ضد ایرانی آخوندی، نه سرسپردگی به رهبری خود محور و متوهم وخطاکار و انتقاد ناپذیر عقیدتی. پاینده ایران. درود برملت بزرگ ایران. زنده بادآزادی و دموکراسی. برقرار باد اتحاد تمام نیروهای دموکرات و آزادیخواه و سکولار در داخل و خارج ایران علیه رژیم استبدادی و ارتجاعی وسرکوبگر ملایان حاکم.درود بر شهیدان ملت بزرگ و پایدار ایران ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نمایش پستها با برچسب روایت دردهای من... قسمت دوم رضا گوران. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب روایت دردهای من... قسمت دوم رضا گوران. نمایش همه پستها
۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۷, شنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)
