بحران سوریه به درازا کشیده است. به هر صورت در شرایط کنونی، نه ادعای حکومت سوریه در مورد نابودی مخالفان و نه امید غربی ها در مورد فروپاشی رژیم، هیچکدام واقعیت نیافته است. کشور بهای گزافی در قبال این بن بست می پردازد، که تخمینش دشوار است. ده ها هزار نفر کشته و تعداد غیرقابل شمارشی زخمی و بزودی تعداد پناهندگان سوری در خارج از کشور به 200 هزار نفر خواهد رسید. این سقوط در گرداب موجب فرسایش سامان جامعه شده و گروه های اجتماعی و فرقه های مختلف کشور را رو در روی هم قرار داده، روستائیان را علیه همسایگانشان بر می انگیزد. بارها در همین ستون گفته ایم که مسئولیت اصلی خونریزی و زنجیره خشونت ها با قدرت حاکم است که به شدت به گسترش آن ها دامن زده است. اما، آیا بحران سوریه به یک حکومت دیکتاتوری که با کل مردم کشورش می جنگد محدود می شود؟ اگر چنین بود، رژیم مدت ها پیش سقوط کرده بود. از سوی دیگر، آیا می توان بحران را فراتر از بعد ژئو پولیتیکی آن و بدون تحلیل عملکرد بازیگرانش که هر کدام انگیزه متفاوت دارند، درک کرد؟ ..
•
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر